قهرمان ميرزا عين السلطنه
5968
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
على هذا . همهء اينها داخل هستند . در ماليه فعلا سلطان محمد خان است و عميد الملك رئيس پرسنل كه نفوذ و اقتدار كلى دارند . همهچيز مىگفت طهران از اينجا ارزانتر است . تفتيش روزانهء بلديه طبيب و مفتش بلديه هم دكاكين ميوهفروشى و غيره را همهروزه بازديد مىكنند . من از ميوهفروش شنيدم گفت ديشب پانزده پرتقال خوردم براى آنكه صبح دكتر دور مىريخت و لگدمال مىكرد ، اقلا خودم خورده باشم . عصر سبزىجات را ارزان مىكنند كه براى صبح نماند . مردم از اين چيزهاى تازه هم شادند هم غمگين . حاج احمد كسمائى سابقا نوشته شد كسان حاج احمد از راه زياران و پائين الموت و رودبار به سمت جنگل مىرفتند . بعد تحقيق شد خود حاجى احمد بوده است با دويست نفر همراهان . لطفعلى خان كجورى هم كه سابقا حاكم طالقان بود همراه او بود . لحيا بگم خانم عيال شيخ مهدى زياران نزد خواهرش رفته بود او هم مىگفت كه اول دهنفر به لباسهاى مختلف آمدند . فورا ما قاصد به شهر فرستاديم جواد خان شوهرخواهرم نايب آنجا بيايد . روز ديگر عصر وارد شد . اين دهنفر متصل دوربين داشتند و به جاده نگاه مىكردند . جواد خان گفت اگر پست ژاندارم قشلاق را خبر نكنم شايد مسئول واقع شوم . همان قاصد را آنجا فرستاد . پس از چند ساعت يك نفر از ژاندارمها به لباس آن قاصد براى تفتيش آمد و مراجعت نمود . هشت روز اين دهنفر ماندند تا عدهء آنها وارد شد . اين دفعه صاحبمنصب ژاندارم آمد با آنها خلوت صحبت كرد و رفت . بر ما يقين شد اينها از دولت اجازه دارند . دو شب بعد از ورود عدهاى توقف نمودند . چند نفر زيارانى [ و ] صمغآبادى هم مجاهد گرفتند و بعد رفتند . مىگفت خوب پولى خرج كردند . روغن را به جاى آب استعمال مىكردند . تا آنجا اسلحه مخفى بود از آنجا آشكار كردند . بعد در شهر هم همه فهميدند حاج احمد به يك مأموريتى مىرود نزد ميرزا . غالب گفتند كمك دولت فرستاده . نطق ارفع الدوله چند روزنامه رسيده بود خواندم . پرنس ارفع الدوله در مجمع اتفاق ملل نطق مفصلى در مظلوميت ايران و مظالم وارده به آن مىكند . ضمنا مىگويد خسارت مالى كه در جنگ بينالمللى به ايران وارد آمده چهار صد و سى و شش مليان و چهار صد و پنجاه و پنج هزار